"سخته دورت شلوغ باشه و احساس تنهایی داشته باشی"

دلم، برای اون دلم که برای هیچی تنگ نمی‌شد، تنگ شده. من دلم رو یه جایی دور از خودم گم کردم.

همواره تو زمانی دارم سیر می‌کنم که ازم خیلی دوره. یا از اون گذشتم یا قراره به اون برسم.
یا به فکر کسی هستم که می‌باید می‌بودم ولی نبودم. یا به فکر کسی که دوست دارم باشم، می‌تونم باشم و باید باشم. و از این حلقه هم خارج نی‌شم. چون اون چیزی که نتونستم رو دوست ندارم و بایدم نباید شده.

باید یاد بگیرم که گاهی در لحظه زندگی کنم.

یکی پیدا شده که این روزها به حرف دلم میگوشه!

میدونم سخته براش ولی خیلی با معرفته!

میخواستم بگم میدوسمت.